صفحه نخست رشد فردی دلیل واقعی این که چرا بیشتر مردم به اهدافشان نمی رسند

دلیل واقعی این که چرا بیشتر مردم به اهدافشان نمی رسند

دلیل واقعی این که چرا بیشتر مردم به اهدافشان نمی رسند
دلیل واقعی این که چرا بیشتر مردم به اهدافشان نمی رسندReviewed by دقیقه on Sep 27Rating: 5.0

آن روزها را که شما و مردم اطرافتان از تصمیمات جدیدتان بسیار خوشحال بودید و آنچه در آخر اتفاق افتاد را به خاطر می آورید. ما در ابتدا همیشه اراده بسیار قوی ای داریم و سپس وقتی به اهدافمان نمی رسیم خسته می شویم. سپس ممکن است خود را مقصر بدانیم زیرا اراده کافی برای محقق ساختن اهدافمان را نداشته ایم. اما آیا واقعا این امر دلیل تحقق نیافتن اهدافمان است؟ یا فاقد چیز دیگری هستیم که بودنش واقعا ضروری است؟

واقعا فاقد چه چیزی هستیم؟
بسیاری از مردم در مورد اهداف و استراتژی ها دچار سردرگمی می شوند. هنگامیکه اهدافشان را تعیین می کنند فکر می کنند به آنها خواهند رسید، در حالیکه اصلا به استراتژی ها فکر نمی کنند. هنگامی که صحبت از اهداف می شود، استراتژی اهمیت خاصی پیدا می کند. بدون استراتژی ما حتی نمی توانیم به خط پایان برسیم، چه برسد به اینکه بخواهیم از آن رد بشویم. اگر در یک مسابقه شرکت کرده بودید و می خواستید برنده شوید، چطور از استراتژی استفاده می کردید؟ برای مسابقه آموزش می دیدید، سخت کار می کردید؛ ایده هایی را به کار می گرفتید تا از فرصت ها به بهترین نحو برای بردن استفاده کنید. از لحاظ تعریفی، استراتژی به معنی چگونه تلاش کردن برای دستیابی به موفقیت ها و تحقق آنها است. به عبارت دیگر داشتن هدف و رسیدن به آن، چیز یکسانی نیست.

چطور باید برای خود استراتژی تعیین کنیم؟
باید به منظور داشتن یک استراتژی عملکردی، انتخاب هایی انجام دهید. ما باید یک برنامه و تعدادی ایده استراتژیک را انتخاب و طراحی کنیم که به بهترین نحو ما را به مقصدمان برسانند. باید مسیر را تنظیم کنید. کافی نیست که فقط بگوییم "با بیشترین سرعت می دوم تا برنده شوم"، زیرا این جمله باز هم هدف ما محسوب می شود، و استراتژی نیست  و یک ساختار فیزیکی که چگونه به هدفمان برسیم را ارائه نمی کند. این یک ایده در مقابل تمرین است. و ما باید مطمئن شویم که تمرین کارساز است. ما باید تعیین کنیم که چگونه باید برای مسابقه آموزش ببینیم، چگونه می توانیم سرعتمان را بیشتر کنیم، چه اقداماتی باید انجام دهیم تا سرعت، چابکی و تناسب اندام خود را ارتقاء دهیم و این اقدامات را به عمل تبدیل کنیم تا ببینیم که آیا این انتخابات برایمان کارساز هست یا نه و به این شکل موفقیت را متصور شویم.

استراتژی خود را تغییر دهید
اگر برای مثال هدف شما کاهش وزن است، باید راه ها (استراتژی ها) را به منظور تحقق هدفتان لیست کنید. شاید سه بار در هفته می دوید. شاید میزان شکر مصرفیتان را کم کنید یا به جای آسانسور از پله استفاده کنید. در پایان هفته خود را وزن می کنید تا ببینید آیا این استراتژی ها کارساز بوده اند یا نه. اگر وزن کم کرده باشید، در مسیر رسیدن به هدفتان قرار دارید. اما اگر وزن کم نکرده باشید، همیشه یک ایده خوب برای تغییر برنامه و استراتژی ها وجود دارد. به منظور تحقق رویاها، این کار (تغییر استراتژی) به اندازه تعیین برنامه استراتژیک در مرحله اول الزامی است. با تعقیب برنامه مان می توانیم ببینیم چه چیزی کارساز هست و چه چیزی کارساز نیست. در این مثال، شاید شما همچنان بیش از حد می خورید پس هیچ استراتژی دیگری موثر نخواهد بود. پس شروع می کنید ۵ بار دویدن در طول هفته و مقدار غذای خود را در هر وعده تا ۲۵% کاهش می دهید. در پایان هفته خود را وزن می کنید و می بینید که به نتیجه رسیده اید. می فهمید که به خوبی استراتژی خود را تطبیق داده اید، پس این یک حرکت موفق به سوی آن چیزی است که نیاز دارید بدان نایل شوید. استراتژی شما موثر است و شما را به سوی نتایج موفقی سوق می دهد. این بدین معناست که هدف شما از مرحله ایده به سوی واقعیت در حرکت است. و اگر به مسیر خودتان ادامه دهید می توانید بدون صرف وقت زیادی، به نتایج دلخواه برسید و از خط پایان عبور کنید.
اغلب شروع آسان نیست، اما یک برنامه یا راهنمای ساماندهی شده کمک زیادی به شما می کند.

 

منبع

lifehack

مشاهده مقالات بیشتر
مطالب بیشتر از این نویسنده سمیرا زاغیان
Load More In رشد فردی

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.بخشهای موردنیاز علامتگذاری شده اند *

این موارد رو هم بررسی کنید

اگر می خواهید ذهن خود را بهبود ببخشید، یک برنامه پر مشغله داشته باشید

اگر می خواهید ذهن خود را بهبود ببخشید، یک برنامه پر مشغله داشته باشیدReviewed by دقیقه on …