صفحه نخست رشد فردی توانایی تمرکز بر روی هدف در زمانی که خسته و فرسوده شده اید

توانایی تمرکز بر روی هدف در زمانی که خسته و فرسوده شده اید

توانایی تمرکز بر روی هدف در زمانی که خسته و فرسوده شده اید
توانایی تمرکز بر روی هدف در زمانی که خسته و فرسوده شده ایدReviewed by دقیقه on Sep 24Rating: 5.0

همه ما آرزوها و اهدافی داریم. اما متمرکز بودن بر آنها مشکل است. هر هفته من از مردم حرف هایی را می شنوم که می گویند "من با اهداف خوبی شروع کردم، اما ظاهرا نمی توانم برای مدت طولانی ثبات خود برای رسیدن به آنها را حفظ کنم." یا می گویند "من با موانع ذهنی دست و چنجه نرم می کنم. شروع کرده ام اما نمی توانم هدفم را دنبال کنم و برای مدت طولانی بر روی آن متمرکز باشم." نگران نباشید .من هم مانند هر شخص دیگری در این مورد مقصر هستم. برای مثال، پروژه ای را شروع کردم، برای مدت کمی بر روی آن تمرکز کردم، سپس تمرکزم را از دست دادم و کار دیگری را شروع کردم. و همینطور پیش می رود. وقتی چیزی گفته شد و انجام شد، توقف کردم و بارها دوباره شروع کردم و واقعا هم پیشرفتی نداشتم. شاید شما هم همین احساس را داشته اید. این مشکل درسی را به یاد من انداخت که زمانی آن را یاد گرفته بودم.
افسانه اشتیاق و انگیزه
در یک روز خاص در باشگاه، مربی ای را دیدم که در طول انجام حرفه اش با هزاران ورزشکار کار کرده بود که بعضی از آنها ورزشکاران ملی و المپیک بوده اند. تازه کارم را تمام کرده بودم که از او پرسیدم "تفاوت بین بهترین ورزشکاران و افراد معمولی که فقط ورزش می کنند چیست. ورزشکاران موفق چه کاری انجام می دهند که بیشتر مردم انجام نمی دهند؟"
او به طور مختصر همان چیزی را که ممکن است حدس بزنید، گفت؛ یعنی ژنتیک، شانس و استعداد. اما در آخر چیزی گفت که انتظارش را نداشتم. او گفت "موفقیت نصیب کسی می شود که خستگی آموزش روزانه را تحمل کند و همان وزنه های تکراری را بارها و بارها بلند کند." این قسمت از توصیه های او واقعا مرا شگفت زده کرد زیرا این طرز فکر متفاوت از اخلاق کاری است. بیشتر اوقات مردم درباره الهام گرفتن و انگیزه داشتن برای تلاش در جهت تحقق اهدافشان صحبت می کنند. فرقی نمی کند که بیزینس باشد یا ورزش یا هنر، اغلب چیزهایی شبیه این جمله از مردم می شنوید "همه چیز بستگی به این دارد که اشتیاق کافی داشته باشید." در نتیجه من فکر می کنم افرادی که انگیزه یا تمرکزشان را از دست می دهند افسرده می شوند، زیرا  آنها فکر می کنند که افراد موفق علاقه و اراده بی وقفه ای دارند که خودشان ظاهرا در حال از دست دادنش هستند. اما آنچه که این مربی می گفت دقیقا عکس این موضوع بود. به جای این حرف، او می گفت که افراد موفق دقیقا همان خستگی و فقدان انگیزه ای که بقیه افراد تجربه می گنند را احساس می کنند. آنها قرص جادویی ندارند که باعث شود هر روز احساس آمادگی و انگیزه کنند. اما تفاوت در این است که افرادی که هدفشان را دنبال می کنند اجازه نمی دهند افکارشان اعمالشان را تعیین کنند. بهترین افراد باز هم راهی برای موفقیت، برای پیش رفتن از میان خستگی و برای تحمل تمرینات روزانه که به منظور رسیدن به اهدافشان ضروری است، پیدا می کنند. طبق گفته های او (مربی) این توانایی افراد موفق را از بقیه مردم متمایز می سازد. این تفاوت میان آماتورها و حرفه ای ها است.
کار کردن وقتی که کار آسان نیست
وقتی افراد انگیزه داشته باشند می توانند سخت کار کنند. زمانی که ورزشکار بودم، دوست داشتم بعد از یک موفقیت بزرگ تمام هفته را تمرین کنم. چه کسی دلش نمی خواهد؟ مربیتان خوشحال است، هم تیمی ها پر از انرژی اند و شما احساس می کنید می توانید هر کسی را مغلوب کنید. به عنوان یک کار آفرین، دوست دارم وقتی که مشتریان در جریان هستند و امور به خوبی پیش می روند، کار کنم. به نتیجه رسیدن باعث می شود که به سمت جلو حرکت کنید. اما وقتی که خسته هستید و کار راحت نیست چطور؟ وقتی که احساس می کنید کسی به شما توجه نمی کند و در حال رسیدن به نتایج دلخواهتان نیستید وضعیت چگونه است؟ آیا مایلید ۱۰ سال در سکوت کار کنید؟ در واقع توانایی کار کردن هنگامی که کار راحت نیست، تفاوت ایجاد می کند.
این یک اتفاق نیست، بلکه روند کار است
اغلب قریب به اتفاق اوقات فکر می کنیم که اهداف تنها مربوط به نتایج هستند. موفقیت را به عنوان یک واقعه که می توان به آن دست یافت و آن را کامل کرد، نگاه می کنیم. در اینجا به چند مثال می پردازیم…
•    بسیاری ازمردم به سلامتی به عنوان یک واقعه نگاه می کنند: "اگر فقط ۲۰ پوند کم کنم، فرم طبیعی ام را بدست خواهم آرد."
•    بسیاری از مردم به کارآفرینی به عنوان یک واقعه نگاه می کنند: "اگر بیزینسمان در نیویورک تایمز قرار  بگیرد، دیگر جایگاهمان محکم خواهد شد."
•    بسیاری از مردم به هنر به عنوان یک واقعه نگاه می کنند: "اگر اثرم در یک گالری بزرگتر نشان داده شود، سپس اعتباری که به دنبالش هستم را بدست می آورم."
اینها تنها چند نمونه از روش هایی هستند که نشان می دهند ما موفقیت را به عنوان یک واقعه طبقه بندی می گیریم. اما اگر به افرادی نگاه کنید که دائما به اهدافشان می رسند، خواهید فهمید که این وقایع یا نتایج نیستند که آنها از دیگران متمایز می سازند، بلکه تعهد آنها به روند کار باعث تفاوتشان می شود. آنها عاشق کارهای روزانه هستند، نه یک واقعه تنها. آنچه که مفرح است این است که البته تمرکز بر روی روند کار چیزی است که به شما اجازه می دهد از نتایج لذت ببرید.
اگر می خواهید یک نویسنده بزرگ شوید، نگارش یک کتاب پرفروش فوق العاده است. اما تنها راه رسیدن به این نتیجه این است که عاشق روند نگارش باشید.
اگر می خواهید همه دنیا از بیزینس شما باخبر شوند، قرار گرفتن در مجله فوربز فوق العاده است. اما تنها راه رسیدن به این نتیجه این است که عاشق روند بازاریابی باشید.
اگر می خواهید بهترین فرم ظاهر را در زندگی داشته باشید، کم کردن ۲۰ پوند ممکن است ضروری باشد. اما تنها راه رسیدن به این نتیجه این است که عاشق روند خوردن غذاهای سالم و تمرین دائمی باشید.
اگر می خواهید به طور قابل توجهی در هر زمینه ای بهتر از قبل باشید، باید عاشق روند انجام آن باشید. باید عاشق این باشید که از خود شخصیتی بسازید که به جای داشتن رویای صرف برای رسیدن به اهداف، تلاش و اقدام می کند. به عبارت دیگر، باید عاشق خستگی باشید. عاشق تکرار و تمرین باشید. عاشق روند آنچه که انجام می دهید باشید و بگذارید نتایج از خود مراقبت کنند.

 

منبع

lifehack

مشاهده مقالات بیشتر
مطالب بیشتر از این نویسنده سمیرا زاغیان
Load More In رشد فردی

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.بخشهای موردنیاز علامتگذاری شده اند *

این موارد رو هم بررسی کنید

اگر می خواهید ذهن خود را بهبود ببخشید، یک برنامه پر مشغله داشته باشید

اگر می خواهید ذهن خود را بهبود ببخشید، یک برنامه پر مشغله داشته باشیدReviewed by دقیقه on …