پیش به سوی موفقیت

پیش به سوی موفقیت
پیش به سوی موفقیتReviewed by دقیقه on Aug 9Rating: 5.0

کاری کنید تا زمانی که دیگر نیازی به معرفی نداشته باشید

 بسیار خب، یک دلیل بزرگ برای اینکه چرا این گفته جزء بهترین گفته ها است، وجود دارد. همانطور که ممکن است حدس زده باشید، اگر می خواهید به شخص بزرگی تبدیل شوید یا به موفقیت برسید یا به یک ستاره معروف تبدیل شوید یا در دنیای پر از مانع به شخص شاخصی تبدیل شوید، برای رسیدن به موفقیت هیچ میانبری وجود ندارد.

یک لحظه صبر کنید، چیزهایی که در بالا به آنها اشاره شد به نظر غیر ممکن می آیند و اگر می خواهید به غیر ممکن برسید پس باید دست به غیر ممکن بزنید.

یک داستان واقعی

اجازه دهید داستان دو دوست خوب را برایتان تعریف کنم. هر دو آنها در محیط هایی کاملا طبیعی و معمولی بزرگ شدند. هر دو افراد خیلی ممتازی نبودند. هر دو به جستجوی کار رفتند و بارها و بارها ناامید شدند. یکی از آنها کاملا دچار سوءتفاهم شده بود، فکر می کرد که هیچ کاری برایش وجود ندارد و تسلیم شد. در همین حین شروع کرد به گذراندن وقت در تنهایی، ارتباطش را با دنیای بیرون قطع کرد و به صحبت با افراد و دوستان منفی روی آورد. با گذر زمان او روز به روز افسرده تر و بداخلاقتر و عصبانی تر می شد. ارتباطش با مردم کم شده بود و روحش در عذاب بود. اما دوستش که همراه با او به دنبال کار بود، برای هر ارگانی که ممکن بود استخدامش کند درخواست می فرستاد به امید اینکه شاید در جایی فرصتی منتظر او باشد.

با خود می گفت "همه آنچه که باید انجام دهم این است که به جستجو ادامه دهم." اما خیلی زود فهمید که پیشرفتی حاصل نمی کند. بنابراین وارد سازمانی شد و گفت: "اگر نمی توانید مرا استخدام کنید فقط یک فرصت به من دهید، می دانم که می توانید از استعدادم استفاده کنید. فقط به من اجازه دهید که در شرکت شما مشغول به کار شوم. در ازای کاری که برایتان انجام می دهم هیچ چیز نمی خواهم، فقط می خواهم مشغول باشم."

مدتی بعد یکی از مدیران بالا مقام از آن شرکت رفت. حدس بزنید چه کسی جایگزین او شد: همین شخص.

تفاوت بین دنیای بیرون با دنیای درون

اکنون فکر می کنید تفاوت آن دو دوست در چه بود؟ بیرون و درون. دنیای بیرون به آنها می گفت که در دنیا هیچ چیز برایشان وجود ندارد، اما در درون، اعتقادات آنها مهم بود. یکی از آنها تسلیم شد و دیگری به تلاش ادامه داد. او به سمت جلو حرکت کرد زیرا اعتقاد داشت که:

"آموختن هیچ درسی بدون درد نیست. فدا کردن بعضی چیزها الزامی است. نمی توانید هیچ چیزی را بدون از دست دادن چیزهای دیگر بدست آورید. اما اگر بتوانید آن درد را (درد از دست دادن چیزها) تحمل کنید و از آن عبور کنید، خواهید فهمید صاحب قلبی قوی هستید که می تواند هر مانعی را پشت سر بگذارد."

هر یک از ما شبیه این دو دوست هستیم. افراد موفق کارهای ساده ای انجام می دهند که آنها را تبدیل به افراد فوق العاده می کند. آنچه که آنها انجام می دهند بسیار ساده است، آنها بدون توجه به سختی های دنیای بیرون، به حرکت ادامه می دهند.

"همه ما دارای قدرت دورنی عظیمی هستیم. این قدرت ایمان به خود نام دارد. این نگرش واقعا یک نگرش پیروزمندانه است. باید قبل از اینکه به موفقیت برسید، موفقیت خود را تصور کنید و باید تشنه آن موفقیت و طالب عبور از موانع باشید." اکنون با خواندن این مطلب سرشار از انگیزه و انرژی می شویم و معتقدیم که می توانیم هر کاری بکنیم. اما بعد از یک ساعت، یک روز یا یک هفته چه؟ چه اتفاقی برایمان می افتد؟ انگیزه مان را از دست می دهیم و انرژی مان برای یک زندگی موفق تحلیل می رود. در نهایت چه کار می کنیم؟ پاسخ این سوال بسیار ساده است: "اگر می خواهید به بهترین برسید، باید اول بدانید که بهترین چیست. بهترین تنها انبوهی از امور کوچک است که به خوبی انجام شده اند. اگر می خواهید به آن برسید، باید با امور ساده شروع کنید. هر چه ساده تر، بهتر."

مهم نیست در زندگیتان چه پیش می آید: فقط نباید تسلیم شوید و همه چیز را واگذار کنید. همیشه برای هر چیزی پاسخی وجود دارد. فقط کافی است گام های کوچکی در مسیر رسیدن به موفقیت بردارید.

منبع

lifehack

مشاهده مقالات بیشتر
مطالب بیشتر از این نویسنده سمیرا زاغیان
Load More In افراد موفق

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.بخشهای موردنیاز علامتگذاری شده اند *

این موارد رو هم بررسی کنید

اگر می خواهید ذهن خود را بهبود ببخشید، یک برنامه پر مشغله داشته باشید

اگر می خواهید ذهن خود را بهبود ببخشید، یک برنامه پر مشغله داشته باشیدReviewed by دقیقه on …