صفحه نخست دسته‌بندی نشده علاقه یا تنفر برای شغل و کاری که انجام میدهید

علاقه یا تنفر برای شغل و کاری که انجام میدهید

علاقه یا تنفر برای شغل و کاری که انجام میدهیدReviewed by محمد هلاکوئی on May 30Rating:

یک گفته قدیمی است که بارها طی سال های مختلف نقل شده است و آن گفته این است که: "اگر کاری را

که دوست داری انجام بدهی، حتی یک روز هم در طول زندگی خود کار نخواهی کرد". همینطور است.

حتی کارهایی که انجامشان را دوست دارید ممکن است کارهای مشکلی باشند، اما معمولا آیتم هایی به

همراه دارند که مزیتشان بیشتر از معایبشان است. شب ها تا دیر وقت کار کردن، آخر هفته ها مشغول

بودن، درست و به موقع غذا نخوردن، از دست دادن زندگی اجتماعی و … . اینها همه ممکن است جزیی

از یک شغل باشند که وقت زیادی از شما می گیرند، اما اگر واقعا عاشق کارتان باشید برایتان مهم نیست

شما قبلا عاشق کارتان بوده اید اما اکنون از آن متنفرید. در واقع هر عذر و بهانه ای به ذهنتان می

رسیده، آورده اید تا کاری که بابتش به شما پول پرداخت می شود را انجام ندهید، اما اخراج یا توبیخ نشده

اید. بویژه در کار تبلیغات این امکان وجود دارد که هر یک از طرفین مشتری یا آژانس زمان را هدر

دهند اما در عین حال کارآمد به نظر بیایند. اما دیر یا زود همه چیز مشخص می شود. فقدان اشتیاق شما

در کار مشخص می شود؛ روزها را با کسالت خواهید گذراند و با ناله درباره روزهای خوب گذشته

صحبت می کنید تا جایی که دیگر خسته می شوید و به دنبال شغل پرانرژی دیگری می گردید. پس چه

کار می توانید بکنید؟ آپشن های پیش رویتان کدامند؟ آیا باید به این شغل خاتمه بدهید؟ وقت آن است تا

که وقتتان چگونه توسط آن شغل سپری می شود. اما این سکه یک طرف دیگر هم دارد.

سوالات زیر را از خود بپرسید.

آیا واقعا از کار خود متنفرید؟

شاید این سوال مبهم به نظر برسد. اگر در حال خواندن این متن هستید و بدون فکر بخواهید به این سوال

پاسخ دهید حتما خواهید گفت "البته که متنفرم"، اما یک لحظه به آن فکر کنید. آیا واقعا از شغلتان متنفرید

یا از آنچه در آن رخ داده متنفرید؟ آیا آنچه که اکنون انجام می دهید را با آنچه که قبلا انجام می دادید و

یک مثال: در ابتدا وقتی برای شروع کار وارد آژانس شدید بر روی پروژه فوق العاده ای مشغول به کار

شدید، کار بسیار خوبی داشتید که همه وقتتان را پر می کرد. عاشق کارتان بودید و تا دیر وقت در

آژانس می ماندید زیرا گذر زمان را احساس نمی کردید. در کل از کارتان راضی بودید. طی سال ها

مشتریانی که دوست داشتید با آنها کار کنید پراکنده شده و جذب شرکت های دیگری شده اند. شما تبدیل به

شخص دیگری شده اید و به اندازه قبل فعال نیستید؛ کار برایتان دیگر جذابیتی ندارد، مشتریان مانند سابق

خوب نیستند. نمونه کاریتان با بخش های مطلوب و جذاب آپدیت نمی شوند. بله در مقایسه با قبل کار

چندان تعریفی ندارد. اما برای کسی که از بیرون به کار شما نگاه می کند ممکن است این کار هنوز هم

جذاب و پر طرفدار باشد. شما در محیطی کار می کنید که مجهز به سیستم تهویه هوا است و اطرافتان پر

است از آدم های خلاق و باهوش؛ حقوق خوبی دریافت می کنید، می توانید ۴ هفته به تعطیلات بروید.

زمان رفت و آمد به محل کارتان را خودتان تعیین می کنید، می توانید آخر هفته به مهمانی بروید و در

مراسم مختلف شرکت کنید. در مقایسه با فردی که در ازای هر ساعت تمیز کردن دستشویی ۸ دلار می

گیرد، شما زندگی مطلوبی دارید. اما اینها همه دورنمای کار هستند. آیا واقعا از کارتان متنفرید یا فقط

می خواهید مانند قبل خوب و پرانرژی باشد؟ به این موضوع فکر کنید. شاید فقط لازم باشد که الگوی

کاریتان را عوض کنید. لیستی از جوانب مثبت و منفی شغل خود تهیه تهیه کنید. شاید سورپرایز شوید.

بسیار خب بر می گردید به سوال اول و می گویید "بله واقعا از کارم متنفرم". سوال منطقی بعدی این

است که پس چرا آن را تحمل می کنید؟ به یاد داشته باشید که تنها یک بار زندگی می کنیم. حداقل ۴۰

ساعت از هفته را صرف انجام کارتان (شغلتان) می کنید، ولی اگر آن را صرفا به خاطر پول در آوردن

بهتر بود مقایسه می کنید؟

چرا به کار خود چسبیده اید؟

انجام می دهید و از انجام آن راضی نیستید باید از خود بپرسید که آیا فقط پول است که باعث می شود من

کارم را ادامه دهم؟ اگر پاسخ مثبت است دلیلی ندارد که کارتان را ادامه دهید. پول مهم است اما رضایت

و خوشحالی شما مهمتر است. گرچه ممکن است گفتن "بسیار خب همین الان کارم را ترک می کنم"

آسان باشد، اما در واقع به این سادگی هم نیست. باید در اسرع وقت اقدام کنید. رزومه تان را آمده کنید،

اطرافتان را به دقت نگاه کنید، ببینید کدام شرکت استخدام می کند و کدام شرکت پروژه های جدید در

دست دارد. فعال باشید اقدام صریح جهت آماده سازی برای ترک کار باعث می شود که بهتر بتوانید شغل

فعلی تان را تا پیدا کردن شغل مورد نظر تحمل کنید. در ذهنتان تصور کنید که در جای بهتری مشغول

به کار هستید.

چه تغییراتی برای بهتر شدن کارتان می توانید انجام دهید؟

اگر از کارتان متنفرید و گزینه بعدی هم قطعا انتخاب شغل دیگری نیست، چه کاری می توانید بکنید؟

بسیار خب اقدام مثبت در این جهت بررسی شغل فعلی و تشخیص تمام چیزهایی است که در مسیر غلطی

پیش می روند. یک لیست تهیه کنید. تمام دلایل نارضایتی خود در موقعیت فعلی تان را بنویسید. دلایل

نارضایتی شما می توانند افرادی باشند که با آنها کار می کنید، فرهنگ حاکم بر شرکت، ساعات کاری،

فقدان رشد انسانی، مشتریان یا حتی میزان پول دریافتی باشد. قبل از حل مشکلات باید آنها را بشناسید.

وقتی که لیست را تهیه کردید آن را اولویت بندی کنید. در حال حاضر بزرگترین مشکل کدام است و کدام

مشکل را می توانید نادیده بگیرید؟ بیایید فرض کنید بزرگترین مشکل فرهنگ حاکم بر شرکت است زیرا

این مشکل اغلب ریشه دوانده و تغییر کامل آن غیر ممکن است. اما می توانید در برخی موارد دیگر

تغییر ایجاد کنید. گوش دادن و دامن زدن به شایعات را کنار بگذارید. سعی کنید از افرادی که شما را

ناراحت می کنند دوری کنید. آیا می توانید در بخش دیگری مشغول به کار شوید یا با مشتری دیگری کار

کنید؟ آیا می توانید راهی پیدا کنید که در ساعات متفاوتی نسبت به بقیه کار کنید؟ شاید امکانپذیر باشد که

دیرتر به محل کار بروید و دیرتر آنجا را ترک کنید تا بتوانید زمان بیشتری را تنها در محل کار

بگذرانید.

نمی توانید همه مشکلات را حل کنید اما می توانید با ایجاد تغییر، امور را تا زمانی که شغلتان را عوض

کنید قابل تحمل تر سازید.

آیا می توانید کار پرمعناتری در بخش دیگری انجام دهید؟

یکی از بزرگترین شکایات افرادی که در بخش تبلیغات بویژه در دپارتمان خلاقیت کار می کنند این است

که احساس رضایت از کاری که انجام می دهند ندارند و انصافا این یک شکایت مهم است. کاری که

انجام می دهید تولید کننده نمونه کاریتان و نشاندهنده استعدادهای شما است؛ پس هنگام شروع کار جدید،

حجمی از کارهای انجام شده برای ارائه در دست دارید. اگر نمونه کاریتان کیفیت مطلوبی نداشته باشد با

با انجام شغل های آزاد (غیر وابسته) می توانید فعالانه نوع کار خلاقانه ای که انجام می دهید را کنترل

کنید. اما شغل آزاد زمانی که یک شغل تمام وقت دارید می تواند یک چالش باشد. این کار نباید کار پر

حجمی باشد. یک پروژه مطلوب یک ماهه ممکن است همان چیزی باشد که برای نمونه کاریتان به آن

نیاز دارید و می تواند تنها ۲۰ ساعت از شما وقت بگیرد، یعنی ۵ ساعت در هفته و کمتر از ۱ ساعت

مشکل مواجه خواهید شد. اما یک راه وجود دارد؛ کار آزاد و غیر وابسته.

در روز.

از کارتان متنفرید یا از صنعت کاریتان؟

این یک سوال مهم است، اما سوالی است که افراد در بخش طراحی و تبلیغات آن را نادیده می گیرند.

آنها نارضایتی از انتخاب شغلشان را با نارضایتی از نقش خود در انجام کار اشتباه می گیرند و وقتی

وارد محل کار جدید می شوند با همان مشکلات کار قبلی مواجه می شوند. حقیقت این است که صنعت

تبلیغات جوانب مشخصی دارد که هرگز تغییر نمی کنند. مشتریان به شما بازخوردهایی می دهند که از

آنها متنفرید و و خواهان تغییراتی هستند که کیفیت کار را پایین می آورد. شما باید همیشه بیشتر از ۴۰

ساعت در هفته کار کنید و این شامل آخر هفته نیز می شود. باید چیزهایی را انتخاب کنید که با آنها

موافق نیستید و صنعت به عنوان یکی از اولین دلایل رکود اقتصادی مردم باقی می ماند. بودجه تبلیغات

همیشه جزء اولین مواردی است که قطع می شود. پس قبل از ترک کار از خود بپرسید که آیا می خواهم

از این شغل خلاص شوم یا اینکه می خواهم کلاً قید صنعت را بزنم؟ اگر سوال دوم در مورد شما صحیح

است باید سریعا شروع به اخذ تصمیمات اساسی در زندگیتان کنید.

مشاهده مقالات بیشتر
مطالب بیشتر از این نویسنده محمد هلاکوئی
Load More In دسته‌بندی نشده

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.بخشهای موردنیاز علامتگذاری شده اند *

این موارد رو هم بررسی کنید

بلک بری از DTEK50، ایمن ترین گوشی اندروید جهان، رونمایی می کند

بلک بری از DTEK50، ایمن ترین گوشی اندروید جهان، رونمایی می کندReviewed by دقیقه on Aug 6Ra…