کسب و کار اینترنتی

MVP به چه معناست؟

بررسی انواع رویکرد های MVP(حداقل محصولات قابل فروش)

مفهوم  mvp چیست و به چه معناست؟

اصطلاح MVP  خلاصه شده ی « Minimum Viable Product » می باشد که معنی فارسی آن« کمینه ی محصول پذیرفتنی » می باشد، که به معنای نسخه ای ابتدای از یک محصول است که به یک تیم یا شرکت اجازه میدهد تا اعتبار و ارزش نظریه ها، ایده ها و فرضیه های خود در رابطه با محصولی که قصد ارائه ی آن را دارند بررسی کنند، به روایتی MVP یک استراتژی برای شناسایی محصولات و ایده های سودمند است که در سراسر جهان مورد استفاده ی استارت آپ ها قرار میگیرد.

چرا در آغاز راه به MVP  نیاز داریم؟
احتمال دارد تا اعضای یک تیم که استارتآپی را راه اندازی کرده اند تصور کنند که روی معدنی از ایده های ناب نشسته اند و تمامی آن ها به ثمر میرسد، اما ساخت یک محصول کاملا عملی و تحقق یک ایده به واقعیت بدون دانایی این که آیا این محصول نیاز مشتری هست یا نه اشتباه محض است و این کار فقط موجب هدر رفتن منابع ارزشمند موجود مثل زمان، پول و … است. اما داشتن MVP  این اجازه را به تیم سازنده ی استارتاپ میدهد تا بازارهدف ایده ی خود و میزان نیاز مشتری به آن را مورد بررسی قرار دهند و همچنین میتوانند بدون صرف هزینه و زمان زیاد نتیجه ایده ی خود را مشاهده کنند که این خود از بهترین محاسن MVP  به حساب می آید.

داشتن MVP  به شما کمک میکند تا بازار هدف و مشتریان خود را بهتر بشناسید، پی ببرید که کجا میتوانید مشتری های خود را پیدا کنید و رفتار آن ها را مورد بررسی قرار دهید. با استفاد از MVP  شما میتوانید به این پی ببرید که مشتر ی های شما چگونه شما را پیدا میکنند، چه قیمتی برای محصول شما پرداخت می کنند و از همه مهم تر قبل از صرف هزینه برای ساخت محصول به شما می گویند که آیا اصلا این کار صحیح است یا نه؟
در زیر می توانید نمونه هایی از انواع  mvp را مشاهده کنید:

رویکرد اول:ویدیئو های توضیحی (Explainer Video):
یکی از روش های mvp  ویدیئو های توضیحی هستند، ویدیو توضیحی یک ویدیو کوتاه است که به مباحث مختلف در رابطه با محصول شما می پردازد به عنوان مثال توضیح میدهد که چرا مشتری ها باید آن را خریداری کنند و شرح میدهد که محصول شما چه کاری می تواند انجام بدهد. این نوع ویدیئو ها اغلب به صورت انیمیشن های ساده 90 ثانیه ای ساخته می شوند.

از کمپانی های بزرگی که از همین روش برای سنجش ایده ی خود استفاده کرده اند میتوان به drop box  اشاره کرد  که توانست قبل از لانچ، 5000 مشترک جذب بکند.

کل ماجرا با قرار گرقتن یک ویدیوی معرفی 3 دقیقه ای روی سامانه ی هکر نیوز شروع شد. این ویدیوی معرفی برای شناخت بازار هدف و گرفتن بازخورد مردم در برابر ایده کافی بود، به شکلی که مخاطبان ارتباط بسیار زیادی با آن برقرار کردند در حالی که این محصول هنوز به تولید نرسیده بود. با انتشار قسمت دوم ویدیو تعداد افراد لیست نتظار ایمیل ها تنها در طول یک روز از 5000 نفر به 75000 نفر تغییر کرد.

حتما بخوانید:   به چه کسی فریلنسر می گویند؟

رویکرد دوم: Landing page(صفحه فرود):
لندینگ پیج یا صفحه ی فرود نام یک صفحه وب است که افراد و مخاطبان بعد از ورود به آن از طریق یک تبلیغ، ایمیل و یا هر نوع دیگری از کمپین ها وارد آن میشوند. وظیفه لندینگ پیج این است که ارزش های پیشنهادی شما را به بازدید کنندگان انتقال دهد و آن ها را به کنش سوق می دهد. صفحه های فرود چالش های زیادی را با خود به دنبال دارند و بر مبنای محصولات، مصاحبه ها و نظر سنجی ها شکل می گیرند و ساخته می شوند.

لندینگ پیج با وجود این که آن را بیشتر به عنوان ابزاری برای بازاریابی می شناسند اما با این وجود یک mvp  نیز به حساب می آید. این صفحه در اعتبارسنجی ارزش پیشنهادی، قیمت گذاری، محصول و فروش محصول به شما کمک می کند.

رویکرد سوم: Wizard of Oz MVP
ین اصطلاح به این معنا است که شما در ابتدا به جای استفاده از خود محصول به ظاهر چیزی شبیه به محصول را واقعی تان را به کار بگیرید اما عملکرد محصول را به صورت دستی پیش ببرید.

مؤسس Zappos ، که بزرگ ترین خرده فروشی آنلاین کفش می باشد و فروش سالانه آن از 1 میلیارد دلار بیشتر است، کار خود با محصولی این چنینی آغاز کرد.

در ابتدا برای شروع به کار استارتآپ مؤسس zappos، به جای صرف هزینه برای خرید و نگهداری تعداد زیادی از کفش ها و تامین زیرساخت های الکترونیک به کفاشی های محلی میرفته و با میل آن ها عکس کفش هایشان را روی وب سایت قرار می داده  و بعد از ثبت سفارش به آن مغازه مراجعه می کرده و آن کفش را برای مشتری خود هدیه می کرده. این کسب و کار به گونه ای نبود ک قابل توسعه باشد اما آزمایش خوبی بود برای سنجش ایده ی کلی و اصلی که به یک سؤال مهم پاسخ می داد: آیا برای خرید کفش به صورت آنلاین تقاضای کافی وجود دارد؟ این mvp  به مؤسس zappos  کمک کرد تا بیشتر فرضیه ها و جوانب کسب و کار خود را بررسی و اعتبار سنجی کند.

رویکرد چهارم:Concierge MVP
شما می توانید در ابتدا به جای ارائه محصول با خدمات دستی شروع بکنید. البته نه هر خدمتی، خدمات باید دقیقا شامل مراحلی باشند که افراد با محصول شما طی می کنند.

Food on the table  نام استارتاپی است که دستور های آشپزی هفتگی ولیست خرید مواد غذایی را بر اساس حراجی ها فروشگاه محلی شما ارائه می دهد. یک لیست خرید خوار و بار، خبر دادن حراج ها هفتگی، دستور های آشپزی و الگوریتم هایی برای تطبیق دادن اولویت های شما  با پیشنهاد های فروشگاه ها آماده می کنند.

حتما بخوانید:   چرا یک استارتاپ ایرانی با وجود داشتن پتانسیل بالا شکست می‌خورد؟

قبل از به وجود آوردن تمامی این ها، هر دو بنیان گذار به فروشگاه محلی خود در شهر Austin  رجوع و با مشتری ها مصاحبه می کردند، تا آن جا که مشتری علاقه مند به خدمتشان را پیدا کردند .

بنیان گذار هر هفته  مشتری خود را ملاقات می کرد و لیست خرید و دستورات آشپزی منتخب را بر اساس اولویت و علاقه مندی مشتری خود و همچنین حراج های فروشگاه محلی ارائه می کرد.  این لیست بر اساس خواسته ها و انتقادات یا پیشنهادات مشتری ها به روز رسانی میشد. مهم ترین نکته در این بین این بود که مؤسس در برابر ارائه این لیست هفته ای 95/9 دلار دریافت می کرد. این راهی نبود که مؤسس ها را ثروتمند کند. با این حال آن ها تلاش می کردند که هر هفته بیشتر و بیشتر یاد بگیرند که چگونه محصول مشخصی بسازند، تعداد مشتریان آن ها تا جایی زیاد شدند که آن ها دیگر قادر نبودند با این روش به مردم سرویس ارائه بدهند اینجا بود که به فکر نوشتن برنامه و ساخت اپلیکیشن برای کسب و کار خود افتادند. در انتها موفق شدند پرداخت ها را نیز به صورت آنلاین انجام بدهند و سپس با اطمینان از ایده و محصول خود تعداد فروشگاه های خود را در سرتاسرکشور افزایش دادند

رویکرد پنجم:MVP Piecemeal
این شیوه یک استراتژی ترکیبی است  که از هر دو  رویکرد هایConcierge  وWizard of Oz تشکیل می شود. در این شیوه نیز شما باید همه مراحل را به گونه ای شبیه سازی کنید که مانند مراحلی باشد که افراد برای استفاده از محصولتان سپری می کنند. اما در این شیوه به جای ارائه آن خدمات به صورت دستی، از ابزار هایی که موجود هستند بهره می برید.

BJ Fogg  نام یکی از استاد های دانشگاه استنفرد بود که وی بیشتر از 18 سال بر روی رفتار های انسانی تحقیق و مطالعه کرده بود. او یک روش ساده برای کمک به ایجاد یک عادت جدید در افراد یافته بود. تنها کاری که باید انجام بدهند این است که افراد سه عادت کوچک را انتخاب بکنند و تا 1 هفته آن ها را رها نکنند.

Fogg  توانست تنها در چند ساعت یک mvp  خلق کند.

فرم ثبت نام او یک فایل ساده Google Docs بود.

شیوه ی کار و دستورالعمل در یک سند درGoogle Docs شرح داده و توضیح داده شده بود.

هر روز یک ایمیل که به صورت دستی فرستاده می شد جهت یاداوری ارسال می شد. افراد با ارسال حرف Y  اعلام می کردند که آیا عادت روز قبل خود را انجام داد اند یا نه و با ارسال Y  دیگری اعلام می کردند که می خواهند در روز بعدی هم آن را انجام بدهند.

افراد با یک ایمیل پاسخ خود را دریافت می کردند و البته تشویق می شدند.

Fogg  برای حل کردن مسئله ای که کشف کرده بود راه بسیار ساده ای ساخت تا بتواند از اعتبار آن مطمئن شودو نکته قابل توجه آن است که می توان تمامی این اعمال را به صورت خودکار انجام داد.

حتما بخوانید:   شبکه های اجتماعی بهترین ابزار برای رشد کسب و کارها - قسمت دوم

رویکرد ششم: از مشتریان پول دریافت بکنید
در این حالت به خصوص شما توانایی این را دارید که پیش از ارائه محصول و تولید آن محصول خود را بفروشید. ایده ی اولیه این است که شما یک کمپین کرادفاندینگ  را بر روی پلتفرم هایی از جمله: IndieGoGo، Kickstarter و RocketHub راه اندازی بکنید. شما به این روش می توانید 2 نکته را در مورد ایده خودتان بررسی کنید، اول این که آیا مردم حاضر به خرید ایده یا محصول شما هستند؟ و همچنین می توانید ازاین روش پول جمع آوری بکنید که برای ساخت محصول و ایده تان به شما کمک می کند.

برای مثال Double fine adventure  یکی از استارتآپ های است که توانست از همین روش در کمتر از 24 ساعت 1 میلیون دلار جمع آوری بکند.
فواید این کار به اینجا ختم نمی شود. چیزی که شما در یک کمپین کرادفاندینگ موفق به دست می آورید، تعداد زیادی از پذیرندگان آغازین و هواداران پر و پا قرص است. سعی کنید که همیشه از این افراد استقبال کنید و با آن ها در تماس دائم باشید چرا که نه تنها همه جا راجع به شما صحبت می کنند بلکه از طریق دیگر روش ها نیز در کسب و کار شما شرکت می کنند.
اما باید به این نکته توجه داشته باشید که کرادفاندینگ ها برای هر نوع ایده و محصولی کارایی ندارد.

رویکرد هفتم: Single Featured MVP
تعداد زیادی از اپلیکیشن های موفق مانند google و dropbox فقط با یک ویژگی شروع به کار کردند
در واقع هیچ کدامیک از این ایده ها و محصولات تغییر زیادی نسبت به زمانی که تازه شروع به کار کرده بودند نکرده اند. اگر به صفحه ی درباره ی ما در اپلیکیشن های موفق مراجعه بکنید متوجه می شوید که اولین اشتباه آن ها شروع با محصولی است که چند ویژگی همزمان دارد.
شما توانایی این را ندارید که همه چیز را برای همه افراد داشته باشید. راه حل این موضوع این است که هر مسئله دشواری که نیازمند نرم افزار سنگین است را به صورت یک مسئله ی ساده بیان بکنید که به نرم افزار سبک تری نیازمند باشد. ممکن است که این برنامه دقیقا همان کارایی را نداشته باشد و آن مسئله را دقیقا همان مسئله را حل کنید، اما مشکلی ندارد. حل کردن 80 درصد از مسئله ی کلی با استفاده از 20 درصد تلاش یک پیروزی است، مسئله ی اصلی به آن شکل هم بد نیست که 5 برابر کوشش برای آن نیاز باید.

 و همین مضوع است که ارزش A Single Featured MVP را مشخص می کند. اگر نتوانید یک ویژگی فوق العاده بیابید که بتواند بر همه ی مشکلات فائق شوید، اضافه کردن ویژگی های بیشتر محصول را لازم و ضروری نمی کند

برچسب ها
نمایش بیشتر

ایلیا طغیانی

کارشناس تولید محتوای وب سایت دقیقه (میلیونر خود ساخته)

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن
sdfgkuhldfuk
Custom text
کتاب قدرت لحظه ها
کتاب قدرت لحظه ها
ارزش کتاب 39 دلار و شما رایگان دانلود کنید
دانلود رایگان کتاب برای کسانی که علاقه مند به توسعه کسب و کار و زدنگی خود هستند
Email
ارسال کتاب به ایمیل شما
Custom text
دانلود رایگان کتاب قدرت لحظه ها
چرا بعضی از تجربه ها تاثیرات فوق العاده ای دارند؟
دانلود
پرفروش ترن کتاب آمازون
پرفروش ترین کتاب آمازون
کتاب قدرت لحظه ها را همین حالا رایگان دانلود کنید
چرا بعضی از تجربه ها تاثیرات فوق العاده ای دارند؟
ارسال رایگان کتاب